سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
علمی عرفانی اجتماعی خانوادگی
بخشنده باش نه با تبذیر و اندازه نگهدار و بر خود سخت مگیر . [نهج البلاغه]

علمی عرفانی اجتماعی خانوادگی

   1   2      >


انتخاب پیامبر(ص) قبل از خلق موجودات


برداشتی از خطبه فدکیه حضرت زهرا (س)


  (اذ الخلائق بالغیب مکنونة )


(زمانی [او را برگزید] که همه خلایق در عالم غیب ، پوشیده بودند.)


یعنی : زمانی حضرت محمد(ص) مورد توجه و برگزیده خدا بود که هنوز موجودات پا به عرصه این جهان نگذاشته بودند و به اصطلاح در عالم غیب به سر می  ‎بردند.


(و بستر الاهاویل مصونة )


(و در پس پرده بیم ها نگه داشته شده بودند.)


" أهاویل " جمع " أهوال " است و " أهوال " هم جمع " هول " می  ‎باشد ، بنابراین " أهاویل" جمع الجمع 1 است ; "هول" یعنی : وحشت و هراس .


حضرت می  ‎خواهند بفرمایند : آن زمانی که خداوند پیامبراکرم (ص) را برگزید همه موجودات در عالم هول و وحشت بودند. البته درک این عوالم بدون کمک و توضیح خود این بزرگان برای بشر دشوار است ، همان طور که درک بسیاری از معانی قرآن بدون توضیح آنها میسر نبود; برای این که علم الکتاب نزد آنهاست و علما و دانشمندان خوشه چین خرمن علم آنهایند.


 


 (و بنهایة العدم مقرونة )


  (و به پایان عدم نزدیک بودند.)


یعنی : هنوز هیچ موجودی خلق نشده و از عدم پا به عرصه وجود نگذاشته بود.


همان طور که واهمه انسان خیال می  ‎کند که زمانی عدمستانی بوده و تمام این موجودات در آن عدمستان تاریک و خاموش بوده اند و بعد نور وجود به آنها تابیده است و روشن شده اند و به عالم وجود پای نهاده اند، حالا در مقام تلفظ نیز انسان می  ‎گوید : "در عالم عدم"، یعنی : عالمی که همه معدوم بوده اند.


اما با این حال خداوند به همه نظام وجود ، قبل از ایجاد آن علم داشته است و آن را اندازه گیری کرده است . این که نظام وجود در چه زمانی است ، در چه رتبه ای است و چه مقامی دارد ، همه اینها مورد علم خدا بوده است ، و خداوند در همان مرتبه ، وقتی که هنوز هیچ موجودی را خلق نکرده بود و همه خلایق پوشیده و معدوم بودند، پیامبر(ص) را برگزید و برای خود انتخاب کرد.


حال ممکن است این سؤال به ذهن خطور کند که اگر در آن زمان هیچ موجودی وجود نداشت پس چطور خدا پیغمبر(ص) را همان وقت انتخاب کرد و برگزید و حال آن که هیچ موجودی نبوده و همه در عدمستان به سر می  ‎بردند؟


 





 


ادامه دارد :


انتخاب پیامبر(ص) قبل از خلق موجودات-2



محمد صالحی ::: سه شنبه 26/2/91::: ساعت 7:47 صبح


انتخاب پیامبر(ص) قبل از خلق موجودات


برداشتی از خطبه فدکیه حضرت زهرا (س)


قسمت دوم


 

لذا حضرت می ‎فرماید:


(علما من الله تعالی بمائل الامور) 2


  (برای این که خداوند متعال به سرانجام امور آگاه بوده است .)


اگر چه در آن زمان هیچ موجودی نبوده است ولی خداوند که از آینده اطلاع و آگاهی دارد و به نظام وجود علم دارد می  ‎داند که در آینده چه اتفاقاتی رخ می  ‎دهد و در نهایت ، این نظام وجود ، به یک گل سر سبدی همچون حضرت محمد(ص) منتهی می  ‎شود.


یک کشاورز وقتی باغی را احداث می  ‎کند ، از اول نظرش به میوه های شیرین آن باغ است که در نهایت به دست می  ‎آید و از آن به "علت غایی" تعبیر می  ‎شود. حال خدا که "علام الغیوب" است، پیغمبر(ص) را از همان ابتدا مورد توجه خود قرار داده است .


و به قول مولوی :


اول فکر آخر آمد در عمل ____ خاصه فکری کو بود وصف ازل


حضرت در اینجا می  ‎خواهند کمال پیامبر(ص) را برسانند ; و در جواب این سؤال که ممکن است در اذهان ایجاد شود و کسی اشکال کند : چگونه خدا قبل از خلق موجودات ، یکی از آنها را انتخاب کرده ؟ می ‎فرمایند : "علما من الله تعالی بمائل الامور " : برای این که خداوند به آینده امور علم داشته است و از همان اول می  ‎دانسته که در نظام وجود چه اتفاقاتی رخ خواهد داد.






 (و احاطة بحوادث الدهور)


(و به حوادث روزگار احاطه داشته است .)


خداوند از اول می  ‎دانسته که این عالم ، عالم حادثه هاست و وقایع و حوادث به گونه ای خواهد بود که بالاخره پیامبری به نام حضرت محمد(ص) موجود خواهد شد و اشرف مخلوقات و کامل ترین انسانها خواهد بود ; و چون خدا از همان ازل به این حوادث احاطه داشته است، پیغمبراکرم (ص) را برای خود برگزید و انتخاب کرد; و در حقیقت چون پیامبر مظهر انسان کامل است، هدف غایی خلقت بوده و هدف غایی از همان اول در نظر بوده است .


(و معرفة بمواقع المقدور [الامور])


(و به سرنوشت موجودات شناخت و آگاهی داشته است .)


" مقدور " یعنی : مقدرات خدا ; "بمواقع المقدور" یعنی : به جایگاه مقدرات .


خداوند متعال از همان ابتدا علم داشته است به این که مقدرات این عالم هر کدام چه موقعیتی دارند و هر موجودی چه سرنوشتی دارد ; از همان اول میدانسته که مثلا یکی پیغمبر(ص) میشود و یکی هم ابوسفیان و ابوجهل در مقابل او ; یکی امام حسین (ع) میشود و یکی هم شمر ; به این مطالب از ابتدا قبل از خلقت انسان آگاهی داشته است .


پس این که میگوییم قبل از خلقت آدم، خدا پیامبر(ص) را انتخاب کرده است ، معنایش این است که خدا از ازل میدانسته که آن میوه شیرین عالم طبیعت ، حضرت محمد(ص) است که از همین نطفه و از همین خاک و در همین عالم موجود میشود و در ارتقاء و کمال به آن حد اعلا میرسد . 3


زیرنویسها :


1-      یعنی : کلمه ای که جمع است دوباره جمع بسته شود.


2-      در بعضی از نسخه ها به جای "بمآئل الامور" عبارت "بما یلی الامور" ذکر شده است .


"مائل" جمع "مآل" و از ماده "أول" است ; یعنی : سرانجام و فرجام کارها، نتیجه و عاقبت هر چیزی .


3-      البته نه به شکل اجبار و غیراختیاری ، بلکه از روی اراده و شناخت ; زیرا علم ازلی تعلق گرفته بود به خلقت موجودی با عقل و اختیار به نام انسان که مراحل تکامل معنوی را در قوس صعود با اراده و شناخت میتواند طی کند، و تنها بعضی از انسانها مانند نبی اکرم (ص) هستند که به اوج تکامل خواهند رسید و به اصطلاح مظهر "کون جامع" میشوند.


منبع : کتاب " خطبه حضرت زهرا (س) " – آیه اله منتظری ، ص 77 تا 81


محمد صالحی 5 / 2 / 91   http://mahsan.parsiblog.com/



 



محمد صالحی ::: سه شنبه 26/2/91::: ساعت 7:43 صبح


 


مقامات پیش از رسالت


برداشتی از خطبه فدکیه حضرت زهرا (س) 


  (اختاره [و انتجبه ] قبل أن أرسله )


(خداوند پیامبر(ص) را انتخاب کرد پیش از آن که او را به پیامبری برگزیند.)


" اختار " از باب " افتعال " است که معنای صیغه مفرد ماضی آن می  ‎شود " اختیار کرد "، " انتجب " هم به همان معناست ; یعنی : خداوند ، پیامبر(ص) را قبل از این که به رسالت مبعوث کند اختیار کرده بود ; به این معنا که ، پیامبر(ص) پیش از رسالت ، مورد توجه و مورد انتخاب خداوند بود ، و چون در او لیاقت و استعداد کامل وجود داشت به مقام رسالت مبعوث شد; چون هر کسی نمی تواند "رسول الله" و فرستاده خدا بشود.


(و سماه قبل أن اجتباه [ اجتبله ])


(و نامگذاری کرد او را پیش از آن که او را برگزیند [خلق کند].)


 در اینجا دو احتمال وجود دارد :  


احتمال اول این که مراد حضرت این باشد که پیامبراکرم (ص) پیش از آن که در این عالم به مقام نبوت برسد ، خداوند برای حضرت آدم و انبیاء گذشته (ع) و نیز ملائکة الله نام آن حضرت را برده است .


و احتمال دیگر این که معنای " و سماه قبل أن اجتباه " این باشد که ، خداوند قبل از این که حضرت را به رسالت مبعوث کند برای او اسم تعیین کرد و نامش را "محمد" گذاشت .


و اگر " اجتبله " باشد ، همان طور که در بعضی از نسخه ها آمده، معنای جمله این می  ‎شود که ، خداوند نامگذاری کرد او را قبل از این که او را خلق کند.


(و اصطفاه قبل أن ابتعثه )


(و او را برگزید پیش از آن که به پیامبری مبعوثش کند.)


یکی از صفات پیامبر(ص) " مصطفی " است ، یعنی : برگزیده . در تورات نیز یکی از صفاتی که برای پیامبر(ص) بیان می  ‎شود صفت "برگزیده" است . - آقایان سعی کنند تورات و انجیل را مطالعه کنند ، زیرا در آنجا مطالبی ذکر شده که می  ‎تواند برای شما مفید باشد. –


در تورات (بالمعنی الاعم) کتاب "اشعیاء"، باب 42 آمده است : "... برگزیده من ..."، و پس از آن صفاتی ذکر می  ‎شود که درست بر پیغمبراکرم (ص) تطبیق می  ‎شود،1 و ما احتمال می  ‎دهیم که در آنجا لفظ "مصطفی" نیز ذکر شده بوده ، منتها یکی از اشتباهات مترجمان این بوده که اسامی و القاب را هم ترجمه می  ‎کردند . از باب مثال گفته شده : یکی از اسامی پیامبر(ص) که در انجیل آمده " احمد" است و قرآن کریم به نقل از حضرت عیسی (ع) می فرماید: (و مبشرا برسول یأتی من بعدی اسمه أحمد) ; بعد صاحب انجیل چهارم "احمد" را در یونانی به "پریکلیتوس"3 ترجمه نمود و مترجمان بعدی نیز آن را ترجمه کرده و مثلا در فارسی نوشته اند: " بسیار ستوده "; در صورتی که شایسته بود خود لفظ "احمد" را ذکر میکردند. البته در مقابل این قول برخی معتقدند که تلاش برای تطبیق واژه "فارقلیط" بر "احمد" کار درستی نیست، زیرا آیه ششم سوره صف دال بر وجود نام "احمد" در اناجیل رائج موجود نیست بلکه بر اصل بشارت حضرت عیسی به آن دلالت دارد.


در هر صورت یکی از صفات پیامبر(ص) "برگزیده خدا بودن" است ، و لذا حضرت زهرا(س) در اینجا میفرمایند : "خداوند او را زمانی برگزید که هنوز به پیامبری مبعوث نشده بود."


 


ادامه در :


مقامات پیش از رسالت - 2



 



محمد صالحی ::: یکشنبه 24/2/91::: ساعت 7:29 صبح


مقامات پیش از رسالت


قسمت دوم


برداشتی از خطبه فدکیه حضرت زهرا (س)



 


 


زیرنویسها :


1-       در تورات، باب 42 از کتاب اشعیاء آمده است : "اینک بنده من که او را دستگیری کردم و "برگزیده" من که جانم از او خشنود است من روح خود را بر او می  ‎نهم تا انصاف را برای امت ها صادر سازد. ‏ او فریاد نخواهد زد و آواز خود را بلند نخواهد نمود و آن را در کوچه ها نخواهد شنوانید. ‏ نئ خرد شده را نخواهد شکست و فتیله ضعیف را خاموش نخواهد ساخت تا عدالت را به راستی صادر گرداند. ‏ او ضعیف نخواهد گردید و منکسر نخواهد شد تا انصاف را بر زمین قرار دهد و جزیره ها منتظر شریعت او باشند. ‏ خدا یهوه که آسمانها را آفرید و آنها را پهن کرد و زمین و نتایج آن را گسترانید و نفس را به قومی که در آن باشند و روح را بر آنانی که در آن سالک اند می  ‎دهد، چنین می  ‎گوید: ‏ من که یهوه هستم تو را به عدالت خوانده ام و دست تو را گرفته تو را نگاه خواهم داشت و تو را عهد قوم و نور امت ها خواهم گردانید. ‏ تا چشمان کوران را بگشایی و اسیران را از زندان و نشینندگان در ظلمت را از محبس بیرون آوری . ‏ من یهوه هستم و اسم من همین است . ‏ و جلال خود را به کسی دیگر و ستایش خویش را به بت های تراشیده نخواهم داد. ‏ اینک وقایع نخستین واقع شد و من از چیزهای نو اعلام می کنم و قبل از آن که به وجود آید شما را از آن خبر میدهم . ‏"


2-      سوره صف (61)، آیه 6 : "در حالی که بشارت دهنده هستم به رسول و پیامبری که بعد از من میآید و نامش احمد است ."


3-      "پریکلیتوس" به معنای "بسیار ستوده" است و معرب آن "فارقلیط" میباشد.



 منبع : کتاب " خطبه حضرت زهرا (س) " – آیه اله منتظری ، ص 74 تا 77


   محمد صالحی 5 / 2 / 91   http://mahsan.parsiblog.com/


 



محمد صالحی ::: یکشنبه 24/2/91::: ساعت 7:27 صبح


دعای مادر


سال 74 بود ، تازه استخدام شده بودم ، علاوه بر خانواده خود ، مادرم را نیز سرپرستی می کردم . حقوق دریافتی ام ( حدود 20000 تومان ) ، کفاف قسطها و بدهی های منزلم را به سختی می داد و خرج خانواده را با مشکلات زیادی تامین می کردم . اما با این حال ، مادرم در جایگاهی بس رفیع قرار داشت که تامین زندگیش در حد مقدور ، برایم رضایت قلبی و لطف خداوندی بود .


به دلیل شرایط زندگی ، ماشین دست دومی خریدم ، با 500000 تومان نقد ( وام ) و 500000 دیگر با یک چک دو ماهه که از یکی از اقوام گرفته بودم .


زمان بسرعت سپری می شد و موعد چک فرا رسید . فقط توانسته بودم 300000 تومان از چک را با قرض کردن و کارهای جانبی ام ( در روزهای پنج شنبه و جمعه ) فراهم کنم . فروشنده ماشین ، که یک بنگاهی بود ، فقط یک روز دیگر را به من مهلت داد . نمی دانستم چه باید بکنم ؟ 200000 تومان باقیمانده ، قولی بود که کسی باید تامین می کرد و متاسفانه خلف وعده کرده بود .


روز را در حالی سپری کردم ، که فقط به فکر چکی بودم که دیگری برایم داده بود و البته آبرو و اعتبار ایشان .


تاکنون پیش کسی دست دراز نکرده بودم ، اما هیچ گاه هم ، دست کسی را رد نکرده بودم .


عصر بود و هوا هم بسیار سرد ( چرا که زمستان بود ) ؛ دو سه روزی بود که مادرم را ندیده بودم ؛ به خانه اش رفتم ، البته نه برای اظهار ناراحتی و یا درد دل ؛ چرا که اصلا عادت ندارم ، مشکلاتم را برای کسی ، بخصوص مادرم بیان کنم .


متوجه شدم ، هوای اطاقش بسیار سرد است ؛ علت را پرسیدم ،


گفت : " بدلیل پرداخت نکردن قبض گاز ، دیروز آنرا قطع کرده اند ."


بسیار ناراحت شدم ؛ می دانستم که اخلاقش طوریست که تا مجبور نشود ، نیازهایش را به کسی نمی گوید ( چرا که تمام عمر و جوانیش را ، به تنهایی ، با قالیبافی روی پای خود ایستاده بود و خرج زندگی خود و فرزندانش را تامین کرده بود .)


چیزی نگفتم ؛ قبض را گرفتم ، 5000 تومان بود ، دست کردم در جیبم ، تنها 5200 تومان پول داشتم که باید برای منزل و فرزند کوچکم ، نیازهایی را تهیه می کردم ؛ با آن حال ، پول را به مادرم دادم تا پرداخت نماید .


با آن که می دانست وضعیت مالی خودم هم خوب نیست ، ولی با اصرار من قبول کرد ، و مانند همیشه دعایم کرد :


" من که کاری برایت نمی توانم بکنم ، ولی از خدا می خواهم ، هیچ گاه درمانده نشوی و دستت جلوی کسی دراز نشود . "


شب شده بود ، به خانه خودم برگشتم ،( کسی خانه نبود ) ، نماز خود را خواندم و در حالیکه از وضعیت شب گذشته مادرم ، از یک طرف و مشکل فردای خودم ، از طرف دیگر ،دلم گرفته بود و جز خدا کسی را که از او درخواست کمک کنم ، نداشتم ، دراز کشیدم .


ساعتها بسرعت سپری می شد ، تا آنکه فکر می کنم نیمه های شب بود که خوابم برد .


به یک باره ، صدایی از خواب بیدارم کرد ؛ زنگ تلفن بود ، جواب ندادم . دوباره زنگ خورد ، گویی کسی به سمت تلفن کشیدم ، مباد ، مادرم باشد و مشکلی پیش آمده باشد .


گوشی را برداشتم ، دوستم " آقا مسلم " بود ، ( که بعضا مراودات مالی داشتیم ) .


احوال پرسی کرد ، با اخم گفتم : این موقع شب ، چه وقت زنگ زدن ؟ خندید و گفت :


" یادت هست ، دو ماه پیش یک وام 200000 تومانی گرفته بودم و چون نیاز نداشتم به داداشم دادم ، امروز ، پول را برگردانده ؛یک دفعه به یاد تو افتادم ، با خود گفتم ، بپرسم اگر احتیاج داری به تو بدهم ، در غیر این صورت فکری دیگر بکنم . "


نمی دانستم ، خواب می بینم و یا حقیقتی رخ نمایانده بود ، انگار تمام سنگینی که بر دوش خود احساس می کردم ، برداشته شده بود ، گفتم :


" بخدا قسم ، خدا تو را فرستاده است ، و دعای مادرم مستجاب شد . "


گفت : چه شده ؟


گفتم : مهم نیست ، بعدا برات تعریف می کنم ، فقط فردا صبح ، پول را به فلان حساب واریز کن .


پس از آن ، خداحافظی کردیم ، و من در حالیکه ، چیزی جز لطف خدا را در اعماق وجود خود احساس نمی کردم ، به خواب رفتم .


 



محمد صالحی     5     /     2     / 91   http://mahsan.parsiblog.com    /


 



محمد صالحی ::: پنج شنبه 21/2/91::: ساعت 12:39 صبح


زندگی یعنی چه؟


خانه ی مهر یا عمارتی لوکس ؟

هیچ گاه ، کلام محکم و پرمعنای پدرم زمانی که می خواست اولین خواستگار را به خانه راه دهد فراموش نمی کنم . گویی به یک باره تمامی خواسته ها و ترسیماتی که از یک زندگی داشتم را با پاک کنی پاک کرد و جای آن تنها یک جمله را نقش بست "دخترم بدان که زندگی با مردی خوش خلق در خانه ای آهنی در سرما و گرما آسان تر و شیرین تر از زندگی با مردی بد اخلاق در عمارتی لوکس و زیباست "

حسن خلق تنها مسیری است که انسان را مستقیم در جاده ی ارتباطات شخصی و اجتماعی به مقصد می رساند و به عنوان حربه ای دشمنان را از پای در می آورد .

اهمیت این موضوع تا آنجاست که پیامبر اکرم (ص) بعثت خود را برای به اتمام رساندن مکارم اخلاق معرفی می کند.

بنابراین مکارم اخلاق و به کارگیری اصول اخلاق نیکو و صحیح در زندگی، می تواند سعادت را به انسان تقدیم کند، بدون آنکه متحمل مخارجی سنگین شده و یا به نیرنگ و دسیسه متوسل شویم.

اما آنچه مهم است اینکه


اولا : تاکید بر حسن خلق و معاشرت نیکو در خانواده چه از سوی زن و چه از سوی مرد برای چیست؟

ثانیا : حسن خلق در خانواده به چه معنا است؟ و چگونه می توان فرد خوش اخلاقی برای همسرمان باشیم؟

پاسخ سوال اول ، واضح و روشن است ؛ چرا که حسن خلق به مانند نیرویی است که به رفتارهای زن و مرد در داخل و خارج از خانه ، تعادل و هم سانی می بخشد، و دشواری های زندگی را آسان می سازد .

در حقیقت حسن خلق ، افسار مهار کننده ی خودبینی , خودخواهی , غرور و لجاجت است. که زندگی و در کنار هم بودن را آسان و قابل تحمل می سازد.

اما برای پاسخ به سوال دوم، دو مطلب مهم به نظر می رسد:


اول آنکه : حسن خلق ، یک رفتار نیکو و پسندیده ای است که لازمه ی آن ظهور در اعمال و رفتار زن و مرد است.
دوم اینکه : تاثیر پذیری حسن خلق در اعمال این دو نسبت به یکدیگر ، زمانی میسر است که با ایمان و اعتقاد قلبی همراه باشد. در غیر این صورت ، ظاهر سازی و نمایش از جانب یکی از این دو و یا هر دو سرانجام آنها را از مسیر اخلاق نیکو دور می سازد.

پیامبر اکرم در حدیثی می فرمایند : کامل ترین مردم از جهت ایمان کسی است که اخلاقش خوبتر باشد و بهترین شما کسانی هستند که نسبت به همسران خود خوش رفتار باشند. بحار الانوارج1ص389
بنابراین ، خوش خلقی برای همه ی ما در تمامی زمانها و مکانها لازم است ، اما اهمیت آ ن در حفظ ساختار خانواده تا آنجاست که پیامبر در حدیثی می فرمایند :

اگر کسی از دختر شما خواستگاری کرد و دین و اخلاقش را پسندیدید با او وصلت ایجاد کنید و گرنه فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود می آید. وسایل الشیعه ج20ص77

اولین قدم در راه اخلاق نیکو ، ادب در کلام و گفتار است که نباید از صمیمیت به دور و به بی پروایی نزدیک باشد. کلمات زیبا و جملات محبت آمیز زن و مرد در خانه و حتی خارج از خانه همیشه باید نو و تازه باشد و نباید گذر ایام و در کنار هم بودن آنان را در بر خورد کلامی با هم سرد و عادی کند.

آنان اگر چه با هم دوست و به هم نزدیک هستند ، اما حصار محبت و احترام ، مانع از آن می شود که کلمات و جملاتی مانند: بیا غذا ،مگر بهت نگفتم ، بی عرضه ، و......جای کلمات و جملاتی مانند :

بفرمایید غذا حاضر است ، قبلا که در این باره باهم صحبت کردیم ،از شما بیش از این انتظار داشتم، و....را بگیرد .

عادت به سخن نیکو و دوری از گفتار زشت ، انسان را به سوی خوش خلقی متقابل رهنمون می سازد . البته آنچه گفتار نیکو را کامل می سازد در برگیرنده اخلاق نیکو است . آرام و شمرده شمرده صحبت کنیم ،لبخند بزنیم ،در کنار همسرمان بنشینیم ،دست او را بگیریم و حرف هایمان را با نیروی محبت به او منتقل کنیم .

از به کار بردن جملات امری پرهیز کنیم و اعتراض خود را مستقیم بیان نکنیم مثلا به جای جمله "بلند شو بریم مگرقرار نبود بریم رستوران" ، بگوییم " رستوران خیلی وقته منتظر ماست ! "

حتی برای شما که سال هاست از زندگی مشترکتان گذشته ، شاید سخت باشد ولی غیر ممکن نیست . به یاد داشته باشیم که کمتر کسی است که عادت بد یا صفت ناشایست خود را در اثر تندی و پرخاشگری تغییر دهد. اما با توکل بر خدا و کمی همت ، همراه با صبر و گذشت می توانیم در مقابل رفتار ناشایست طرف مقابل او را به اشتباهش آگاه ساخته و به عبارتی او را شرمنده کنیم .


اکنون شما هم می توانید طعم شیرین خوشبختی را احساس کنید.


 


اینترنت


محمد صالحی 13 / 2 /1391      http://mahsan.parsiblog.com


 



محمد صالحی ::: سه شنبه 19/2/91::: ساعت 8:29 صبح


عبودیت زمینه رسالت


برداشتی از خطبه فدکیه حضرت زهرا (س)


  (و أشهد أن أبی محمدا(ص) عبده و رسوله )


(و گواهی می  ‎دهم که پدرم محمد(ص) بنده خدا و فرستاده اوست .)


در اینجا حضرت ( زهرا (س) ) کلمه "عبده" را مقدم بر "رسوله" ذکر می  ‎کنند ، در تشهد نیز می  ‎خوانیم : " أشهد أن محمدا عبده و رسوله" .  "عبده" را اول و "رسوله" را بعد از آن می  ‎گوییم ; علتش این است که پیامبراکرم (ص) چون بنده خدا بوده و در عبودیت به مقام والایی رسیده ، استعداد " رسول الله " شدن را پیدا کرده است .


و شاید علت این که خدا در قرآن کریم می  ‎فرماید :


(سبحان الذی أسری بعبده لیلا من المسجدالحرام الی المسجد الاقصا...) 1


"منزه است آن که ، شبانگاه بنده خود را سیر داد از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی ..."


و نفرموده :


" سبحان الذی أسری برسوله ..." همین نکته باشد ;


یعنی : پیامبراکرم (ص) چون بنده خدا بوده و در عبودیت به بالاترین مقامها رسیده، خدا در آن شب او را به معراج برده است . پس عبودیت مقدمه رسالت پیامبر(ص) است و مقدم بر آن نیز می  ‎باشد.2 و 3


زیرنویسها :


1-       سوره اسراء (17)، آیه 1 .


 


2-       حدیث معروف : " العبودیة جوهرة کنهها الربوبیة ": " عبودیت گوهری است که حقیقت آن، خدایی شدن انسان است" نیز به همین واقعیت اشاره دارد; یعنی : زمینه اصلی رسالت و عروج انسان و نیل به سایر مراحل تکامل معنوی ، همانا عبودیت می باشد . ناگفته نماند که این حدیث سند ندارد و تنها مأخذ آن کتاب "مصباح الشریعة" است که در ابتدای باب صدم آن صفحه 536 آمده است و مرحوم مجلسی هم در کتاب "بحارالانوار"، باب صدم آن را نقل نکرده است .


3-      قال الحسین (ع) : أحِبّونا بِحُبُّ الإِسلامِ ،فَإِنَّ رَسولَ اللّه‏ِ (ص) قالَ : لا تُعَرِّفونی فَوقَ حَقّی ؛ فَإِنَّ اللّه‏َ تَعالَى اتَّخَذَنی عَبدًا قَبلَ أن یَتَّخِذَنی رَسولاً -   اهل بیت در قرآن و حدیث ج2 > حدیث شماره : 801236


ما را به عشق اسلام دوست بدارید؛ زیرا رسول خدا (ص) فرمود: مرا بیش از آن چه سزاوارم معرفى نکنید؛ چرا که خداوند متعال پیش از آن که مرا به رسالت برگزیند، به بندگى برگزید.


 


منبع : کتاب " خطبه حضرت زهرا (س) " – آیه اله منتظری ، ص 73 و 74


 


محمد صالحی 5 / 2 / 91   http://mahsan.parsiblog.com/



محمد صالحی ::: دوشنبه 18/2/91::: ساعت 7:36 صبح


افراط در غلو از زمان صفویه در ایران


جو کشور ایران از زمان صفویه به بعد به علت رقابتی که بین ایران و حکومت عثمانی بود ، غلوآمیزتر از گذشته شد . خصوصا در زمانی که بین این دو حکومت جنگ درگرفت ، در غلو افراط می شد ، چون به نفع حکومت بود .


گسترش افکار افراطی و غلوآمیز در تجهیز و آماده سازی نیرو و اعزام به جنگ با ترک ها و عثمانی ها تاثیر زیادی داشت و همین اعزام نیرو باعث شد مثلا شاه عباس شکست نخورد . در حقیقت آن ها با دامن زدن به این افکار به دنبال اهداف سیاسی بودند .


متاسفانه روز به روز این تفکر و بهره برداری از آن رو به تزاید است ، در حالیکه تفکر غیرمتناهی بودن قدرت و علم امام (ع)    ، تفکری ضد قرآن ، اسلام و عقاید مسلم مسلمین است . با این حال در کتاب های مختلف آمده است و بارها تجدید چاپ شده ، حتی یک نفر هم اعتراض نمی کند . می دانید علتش چیست ؟ این است که این تفکر، زمینه دارد ، خریدار دارد و فضای فعلی این فکر را می پسندد .


جو جوری شده است که هر چه بیشتر درباره ائمه (ع) غلو کنی ، مستمعین شما بیشتر به به می گویند و شارژ می شوند ! و نان خیلی ها از این راه در روغن است .


بد نیست یک روایت از امام صادق (ع) نقل کنم که سندش هم صحیح است .


یکی از اصحاب خدمت امام (ع) آمده عرض می کند : " این ها می گویند شما که امام هستید ، عدد برگ های درختان را می دانید ، عدد قطرات باران را می دانید ، عدد ذرات موجود در خاک و زمین را می دانید ! "


امام دستش را بلند کرد و فرمود :


" سبحان الله ! سبحان الله ! ما نمی دانیم این مطالب را . فقط خدا می داند . این حرفها چیست ؟ حرف هایی که آن ها می زنند ما از آن بری هستیم " .1


این تفکر غلو آ میز را ابوالخطاب ( لعنه الله علیه ) 2 از زمان خود امام صادق (ع) ترویج کرد . او آمد خدابودن امام (ع) را مطرح کرد ! این را علم کرد تا خودش بشود پیامبر مبعوث از طرف امام (ع) . این نشان می دهد که تفکر غلو با تفکر اعتدال به موازات هم از صدر اسلام بوده و به موازات هم ادامه پیدا کرد و هنوز هم ادامه دارد و گاهی قوی تر شده است .


زیرنویسها :


1-      رجال کشی ، ص 364 ، ح 532


2-      از غالیان غرض ورزی بود که خود را بین شیعیان جا زده و با گروه خود ، بدترین تفکرات افراطی را در لابلای اعتقادت شیعه وارد کردند که نهایتا توسط امام صادق (ع) طرد شده و بدلیل مسائل سیاسی که بوجود آورد توسط حاکم وقت اعدام شد ، ولی متاسفانه افکار او در لابلای روایات ما هنوز پابرجاست ، چرا که به نام اصحاب خاص امام ، نقل و معروف شده اند . ( در حقیقت سلسله راویان و سند آن احادیث صحیح است )


منبع : کتاب " زندگی من و شهید جاوید " ، ص 227 و 228 ، مرحوم آیه اله صالحی نجف آیادی


 


محمد صالحی – 10 / 1 /91         http://mahsan.parsiblog.com  /


 



محمد صالحی ::: یکشنبه 17/2/91::: ساعت 7:33 صبح


تعلق خمس به یارانه ها


سوال : شنیده شده است که امسال (1389) خمس یارانه های نقدی را بخشیده اید. آیا این مطلب صحّت دارد؟


 جواب : یارانه های نقدی در صورتیکه سال خمسی بر آن بگذرد و مصرف شود - که غالباً مصرف می شود- خمس به آن تعلق نمی گیرد و اگر چیزی از آن اضافه بماند بنابر احتیاط واجب خمس دارد ولی ما امسال خمس آن را به آنها به ملاحظاتی صلح می کنیم.


 


کسی که به علت ناتوانی جسمی نمی تواند روزه بگیرد


 سوال : بنده جوانی هستم 21 ساله که از لحاظ بدنی لاغر اندام هستم و دانشجوی کامپیوتر میباشم در ماه مبارک بنده به گونه ای ضعیف می شوم که توانایی هیچ گونه کاری را ندارم . وزن من 54 کیلو است و به نظر خودم اگر روزه بگیرم از لحاظ بدنی ضعیف میشوم و بر روی درسم تاثیر بدی می گذارد (درس من آبرو و آینده من را رقم میزند) از شما درخواست میکنم که با توجه به مشکلاتم مرا در این مهم راهنمایی فرمایید.


 جواب : اگر با این حال روزه گرفتن موجب بیماری و یا مشکلات جسمانی خواهد بود روزه بر شما واجب نیست و اگر تا سال آینده نیز همین وضع ادامه یابد قضا هم لازم نمی باشد و برای هر روز یک فقیر را باید سیر کنید.


 


 روزه دختری که تازه به سن تکلیف رسیده


 سوال : دخترى به سنّ بلوغ رسیده است; ولى به واسطه ضعف جسمى توان روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان را ندارد و بعد از ماه رمضان هم تا سال بعد نمى تواند قضا کند، حکمش چیست؟


جواب : باید کفّاره مدّ طعام را بدهد؛ یعنى براى هر روز معادل 750 گرم گندم و مانند آن به فقیر بدهد. و قضاى این روزه ها بر او واجب نیست.


 


دست دادن با نامحرم از باب ضرورت


 سوال : دست دادن زنان غیرمسلمان با مردان و بلعکس در اروپا هنگام ملاقات ویا مراسم های رسمی ویا غیر رسمی و روزمره اعم از دکتر رفتن با همسایه و.... بعنوان احترام به یگدیگر محسوب شده و امری متداول و مبادی آداب و نشانه نزاکت بشمار می آید، که رعایت این مهم در نوع نگاه و تداوم مراودات اجتماعی بسیار حایز اهمیت بوده و تاثیری بسزا دارد واز دیگر سو نیز عدم رعایت آن علاوه بر ایجاد ضرر و زیان مادی با توجه به این امر که ما شیعیان خلاف این امر عمل می نماییم موجبات وهن و توهین به فرد مقابل را فراهم و خود را بعنوان یک شیعه مسلمان فردی بی ادب و بی توجه به موازین عرفی و اخلاقی معرفی مینماییم وهمچنین موجب وهن به شیعه، اسلام و دین را فراهم مینماییم . تاثیر منفی این رویه تا به ان اندازه است که حتی علاوه بر ناراحتی شدید فرد مقابل دربرخی مواقع موجب به گریه افتادن فرد خصوصا دربانوان گردیده چرا که این نوع برخورد را شدیدا تبعیض آمیز میدانند و درمواقع زیادی نیز فرض بر همجنس بازبودن چنین فردی میدانند .لازم به توضیح است که برای حقیر این موضوع به کرات رخ داده و علاوه بر توضیح با زبان لکن متاسفانه این مشکل کماکان بقوت خود باقی است . لذا از آن مرجع محترم کمال تشکر را دارم چنانچه راه حلی در این خصوص ارایه فرمایند واگر همچنان برحرمت آن تاکید دارند موجب امتنان است دقیقا علل شرعیه و فقهی و قرآنی و سنت و معصومین (علیهم السلام) را ذکر نمایند. باتشکر


 جواب : دست دادن با زن نامحرم جائز نیست و اگر آنها را با فرهنگ اسلام آشنا کنیم مشکل حل خواهد شد ولی اگر واقعاً در جائی ضرورت قطعی حاصل شود، از باب ضرورت و به مقدار ضرورت مانعی ندارد.


 


http://makarem.ir/websites/farsi/estefta    =


محمد صالحی – 10/2/91    http://mahsan.parsiblog.com    /


 



محمد صالحی ::: شنبه 16/2/91::: ساعت 7:31 صبح


آیا اسلام دین شمشیر است ؟ در کلام صالحی نجف آبادی


بسیاری از فقها ،جهاد را ابتدایی و برای دعوت به اسلام دانسته و آیه " لا اکراه فی الدین 1 – اجباری در پذیرش دین نیست " را توجیه کرده و می گویند آین آیه با آیات جهاد " نسخ " و بی اثر شده و از طرفی " فتنه " در آیه " و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه 2 – و با آنها مقاتله و جنگ کنید تا دیگر فتنه ای نباشد " را به معنی " شرک " گرفته اند .


این نوع تفسیر از " فتنه " را از اول ، شخصی عامی به نام " قتاده " گفته و در روایات شیعه هم منعکس شده است .


به اعتقاد ما ، جهاد ، برای تحمیل عقیده نیست . چون این حکم عقل و فطرت است ، که کسی ، عقیده و دینی را با اکراه و زور قبول نمی کند . ...


جهاد ، برای رفع ظلم است اصالتا ؛ ولی گاهی هم برای دفع آن است . دفع ظلم ربطی به عقیده مردم ندارد ، ظالم هر کسی می خواهد باشد ، مسلمان یا کافر ، فرقی ندارد .


جهادی که حضرت امیر (ع) با معاویه کردند ، همان جهادی است که پیامبر (ص) می کردند . ولی این بار با بعضی از مسلمان هاست ، برای دفع ظلم آنها .


در اینجا ، اول از راه مذاکره و دیپلماسی و راه حل های سیاسی وارد شد ، مبادا خونی ریخته شود و اگر طرف متجاوز و ظالم قبول نکرد و تهاجم را شروع کرد باید دفاع کرد .


این حکم عقل است که تمام دنیا ، دیندار و بی دین ، آن را می فهمد . وقتی ظالم ( که همان مصداق فتنه در آیه شریفه است ) تسلیم شد و یا عقب نشینی کرد ، شما شمشیرت را غلاف می کنی . تو دیگر حق تعدی و ظلم و مقابله به مثل نداری .


یکی از حربه هایی که غربی ها علیه اسلام به کار می برند ، جنگ ها و حملاتی است که خلفای بنی امیه و بنی عباس برای کشور گشایی انجام دادند ، حال آن که این کشور گشایی ها را اسلام تصویب نکرده است .


نکته دیگری که می گویند : " شرط وجوب جهاد ، اذن امام معصوم (ع) است . "


ما به این مطلب رسیدیم که این مطلب هم ، اصلی ندارد و توضیح دادیم که در عصر غیبت هم ، این جهاد هست و شرط وجوبش ، اذن امام (ع) نیست . 3


زیر نویسها :


1-       سوره بقره ، آیه 256


2-       سوره بقره ، آیه 193


3-       مطلب کامل در کتاب : جهاد در اسلام ، مرحوم آیه اله صالحی نجف آیادی


منبع : کتاب " زندگی من و شهید جاوید " ، ص 99 تا 101 ، مرحوم آیه اله صالحی نجف آیادی


 


محمد صالحی – 9 / 1 /91         http://mahsan.parsiblog.com  /


 



محمد صالحی ::: سه شنبه 12/2/91::: ساعت 8:1 صبح

   1   2      >

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 111
بازدید دیروز: 238
کل بازدید :92703
 
 > >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
محمد صالحی[676]
بسم الله الرحمن الرحیم ... این بلاگ در بردارنده اطلاعات مختلف عرفانی اجتماعی علمی و ... میباشد. m.salehy@gmail.com
 
 
>>صفحات اختصاصی<<
رازهای خلقت
سرنوشت انسان ، جبر یا اختیار
دین - باورها و اندیشه ها
با حضرات معصومین (ع)
با آیه اله منتظری(ره)
با صالحی نجف آیادی(ره)
با دولابی (ره)
با اشو
در کلام اندیشمندان
با دکترملکیان
آیا « انا الحق » گفتن حلاج ، شرک و یا دعوی خدایی ب
جایگاه خداوند در هستی و نقش او در سرنوشت انسان
چرایی وجود و حضور دیگران در سرنوشت ما
ادیان و اهل کتاب از منظر قرآن و فقه
صالحی نجف آبادی در میدان باورهای قدیم و اندیشه های
پیش درآمدی بر بحث غلو در عقاید
جایگاه و اعتبار رای اکثریت در دیدگاه اسلامی
خلاصه ای از فتاوی و آرای مرحوم آیه اله دکتر صادقی
آیا امامان ما موجوداتی فرا انسانی اند
حرمت انسان از دیدگاه حضرت ربوبی
ولایت فقیه از دیدگاه بزرگان
تصمیمات مهم پیامبر پس از مشورت با مردم
جستجوی غلط در یافتن حقیقت
آیا خاستگاه علم و اندیشه در انحصار کسی است ؟
چرا اندیشه دینی به یک مصلح احیاگر نیازمند است ؟
جایگاه علم و خاستگاه معنویت در آینده تاریخ -1
جایگاه علم و خاستگاه معنویت در آینده تاریخ -2
از خدا بیواسطه بخواه ، مطمئن باش بیواسطه خواهد د
بیائید با حسن ظن خود ، به خدا نظر کنیم
عرفان در سلوک مولانا و تفاوت با حافظ و غزالی
تحولات تاریخی دین تا عصر حاضر
مروری بر زندگی سیاسی امام حسین
چرایی رابطه دو فرد درازدواج
قواعد دنیای کودکان
راه هایی برای ارتباط بهتر همسران در بدو ازدواج
راه هایی برای ارتباط بهتر با فرزندان
رفتار امام علی ( ع ) در 25 سال انزوا
حق کرامت انسانی
کتاب رساله حقوق
ارتداد یا تغییر عقیده
حکومت دینی و دخالت در تکالیف فردی یا اجتماعی افراد
همگانی بودن فهم دین
فلسفه و کارکرد دین
جامعیت دین
قلمرو تعالیم دین
سهولت دین
عرفان – بشریت و مذهب
همان اندازه که می دانید عمل کنید
خدا ما را بر ای شاد ی آفر یده نه غم
دنیا جای خنده است ، چرا گریه ؟
خودتان نامه اعمال خودتان را بخوانید
ای بنده من هرکاری می خواهی بکن
خدا جشن شادی است
عشق ، ساده تر از آنست که تفسیر شود
انسان ، پلی ست بین حیوان تا خدا
اشتباه کنید ، اما آنرا تکرار نکنید
مرواریدهای اشو عارف بزرگ هندی
مقایسه نکن ، خودت باش !
خداوند آرامش است
و بیتابی ، تنها ثروت من است
خدایا ! دوستم دار که دوستت دارم
خدایا می دانم که همواره در نگاه تو هستم
مقصود از زندگی چیست ؟ لئون دنی
مرگ و نتیجه سختی زندگی دنیایی
اخلاق در غرب
 
 
>>اشتراک در خبرنامه<<
 
 

کد موسیقی برای وبلاگ