نمونه ای از کرامت انسان در کلام امام علی (ع)
انسانهای تحت امر و حکومت امام علی (ع)به مثابه بندگان خداوند ، آن قدر عزیز و دارای کرامت بودند که هیچ رفتار و یا سخنی که باعث تحقیر آنها گردد را برنمی تافتند ، حتی اگر در حضور حضرتشان و به اختیار خود آن مردمان بود .
ذیلا چند نمونه از نگاه کرامت بخشی امام به مردمان تحت حکومتش را بیان خواهیم کرد :
1- امام صادق (ع) فرمود : حـضـرت امـیـرالمـؤمـنین علی(ع) سواره به راهی می رفت و جمعی از مردم کوفه برای پاس داشتن حرمت امام (ع) ، پیاده به دنبالش روان بودند .
امام رو به آنان کرد و پرسید : آیا کاری دارید؟
پاسخ دادند : نه، دوست داریم بدنبال شما بیائیم.
حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود : بـرگـردیـد، زیرا همراهی پیاده با سواره ، مایه ذلّت و خواری پیادگان و غرور و تباهی سواره خواهد شد.1
2- وقتى امام از جنگ صفّین باز مىگشت به محلّه شبامیان رسید، .... حرب بن شرحبیل شبامى بزرگ قبیله شبامیان خدمت امام رسید ، در حالیکه پیاده بدنبال ایشان می رفت .
امام به او فرمود : باز گرد، که پیاده رفتن رییس قبیلهاى چون تو پشت سر من ، موجب انحراف زمامدار و زبونى مؤمن است. 2
3- امام علی(ع) به تنهائی در بازار قدم می زد ، و مردم را ارشاد می فرمود .
هـرگـاه عـدّه ای در اطـراف آن حـضـرت یـا پشت سر او راه می رفتند یا جمع می شدند ، می ایستاد و
می فرمود : کاری دارید؟
می گفتند : دوست داریم با شما باشیم و با شما راه برویم .
حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمود : اِنصَرِفُوا وَ ارجِعُوا؛ بروید و به راه خود بازگردید ، زیرا این گونه رفتارها "مَفسَدَه?ً لِلقُلُوب" قلب ها را فاسد می کند . 3
4- وقـتی حضرت امیر المؤمنین علی(ع) برای رفتن به صفّین به شهر" انبار" رسید ، دیـد که مردم شهر ، تا امام علی(ع) را دیدند از اسب ها پیاده شده ، و در پیش روی آن حضرت شروع به دویدن کردند .
حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) علّت را پرسید .
گفتند : یک رسم محلّی است که پادشاهان خود را این گونه احترام می کردیم . 4
امام علی(ع) ناراحت شد و فرمود : بـه خـدا سـوگـنـد! که امیران شما از این کار سودی نبردند ، و شما در دنیا با این کار خود را بـه زحـمـت مـی افکنید ، و در آخرت دچار رنج و زحمت می گردید ، و چه زیانبار است رنجی که عذاب در پی آن باشد ، و چه سودمند است آسایشی که با آن امان از آتش جهنّم باشد. 5
ادامه در : http://mahsan.parsiblog.com/Posts/629/
تحقیق : محمد صالحی – 5 / 1 1 / 90 http://mahsan.parsiblog.com
نمونه ای از کرامت انسان در کلام امام علی (ع)
قسمت دوم
1- عن اءبى عبداللّه علیه السّلام قال : خرج اءمیرالمؤ منین علیه السّلام - و هو راکب - فمشوا معه فقال : اءلکم الحاجة ؟ فقالوا: لا، و لکنّا نحبُّ اءن نمشى معک . فقال لهم : إ نصرفوا فإ نّ مشى الماشى مع الرّاکب مفسدة للرّاکب و مذَلّة للماشى - وسائل الشیعه ، ج 8، ص 362.
2- أَنَّهُ ع لَمَّا وَرَدَ الْکُوفَةَ- قَادِماً مِنْ صِفِّینَ مَرَّ بِالشِّبَامِیِّینَ- فَسَمِعَ بُکَاءَ النِّسَاءِ عَلَى قَتْلَى صِفِّینَ- وَ خَرَجَ إِلَیْهِ حَرْبُ بْنُ شُرَحْبِیلَ الشِّبَامِیِّ- وَ کَانَ مِنْ وُجُوهِ قَوْمِهِ فَقَالَ ع لَهُ- أَ تَغْلِبُکُمْ نِسَاؤُکُمْ عَلَى مَا أَسْمَعُ- أَ لَا تَنْهَوْنَهُنَّ عَنْ هَذَا الرَّنِینِ- وَ أَقْبَلَ حَرْبٌ یَمْشِی مَعَهُ وَ هُوَ ع رَاکِبٌ- فَقَالَ ع ارْجِعْ فَإِنَّ مَشْیَ مِثْلِکَ مَعَ مِثْلِی- فِتْنَةٌ لِلْوَالِی وَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ - حکمت 322 نهج البلاغه.
3- مناقب ابن شهر آشوب
4- عمده ساکنان شهر انبار ، ایرانیان مسلمان شده و تحت استانداری حضرت سلمان فارسی بودند .
5- وَ قَالَ علیه السلام وَ قَدْ لَقِیَهُ عِنْدَ مَسِیرِهِ إِلَى الشَّامِ دَهَاقِینُ الْأَنْبَارِ فَتَرَجَّلُوا لَهُ وَ اشْتَدُّوا بَیْنَ یَدَیْهِ مَا هَذَا الَّذِی صَنَعْتُمُوهُ فَقَالُوا خُلُقٌ مِنَّا نُعَظِّمُ بِهِ أُمَرَاءَنَا فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا یَنْتَفِعُ بِهَذَا أُمَرَاؤُکُمْ وَ إِنَّکُمْ لَتَشُقُّونَ (بِهِ) عَلَى أَنْفُسِکُمْ فِی دُنْیَاکُمْ وَ تَشْقَوْنَ بِهِ فِی آخِرَتِکُمْ وَ مَا أَخْسَرَ الْمَشَقَّةَ وَرَاءَهَا الْعِقَابُ وَ أَرْبَحَ الدَّعَةَ مَعَهَا الْأَمَانُ مِنَ النَّار - حکمت 37 نهج البلاغه
تحقیق : محمد صالحی – 5/ 11/ 90 http://mahsan.parsiblog.com
آن همه حج بر هوای نفس بود
عبدالله ابن محمد نیشابوری از عارفان بزرگ اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری است.
ابوالفرج ابن جوزی در صفةالصفوة نوشته است که :
او را گفتند : فلانی بر آب رود1 . گفت : اگر خدای ، او را بر مخالفت هوا قادر فرماید، آن ، از رفتن بر آب ، بسی عظیم تر 2 بود .
شیخ فریدالدین عطار نیشابوری در ضمن بیان شرح حال ابومحمد مرتعش نیشابوری در تذکرةالاولیاء نوشته است که :
نقل است که گفت : سیزده حج کردم بتوکل 3 ، چون نگه کردم4 ، همه بر هوای نفس بود5، گفتند ، چون دانستی؟
گفت: از آنکه ، مادرم گفت : سبوئی آب آر و بر من گران آمد 6. دانستم که آن حج بر شره شهوت بود و هواء نفس....
وفات ابومحمد مرتعش نیشابوری در سال 328 هجری در بغداد اتفاق افتاده است.
زیر نویسها :
1- بر روی آب راه می رود
2- با ارزشتر
3- 13 بار با توکل بر خدا به حج رفتم
4- به نیت اعمال خود توجه کردم
5- همه بخاطر هوای نفس و اعتبار دنیایی بود
6- مادرم از من کوزه ای آب خواست و من اخم کردم و با اکراه انجام دادم
اینترنت محمد صالحی – 30/10/90 http://mahsan.parsiblog.com/
منزلگه جانست که جانان من آنجاست
شاعر : خواجوی کرمانی
هردم بدلم میرسد از مصر پیامی گوئیکه مگر یوسف کنعان من آنجاست
پر میزند از شوق لبش طوطی جانم آری چکنم چون شکرستان من آنجاست
هر چند که دردم نشود قابل درمان درد من از آنست که درمان من آنجاست
شاهان جهان را نبود منزل قربت آنجا که سراپرده? سلطان من آنجاست
جائیکه عروسان چمن جلوه نمایند گل را چه محل چونکه گلستان من آنجاست
برطرف چمن سرو سهی سر نفرازد امروز که آن سرو خرامان من آنجاست
بستان دگر امروز بهشتست و لیکن هرجا که توئی گلشن و بستان من آنجاست
مرغان چمنباز چو من عاشق و مستند کان نرگس مست و گل خندان من آنجاست
گر نیست وصولم به سراپرده? وصلت زینجا که منم میل دل و جان من آنجاست
از زلف تو کوته نکنم دست چو خواجو زیرا که مقام دل حیران من آنجاست
محمد صالحی – 20/ 3 / 90 http://mahsan.parsiblog.com /
وقایع پس از عاشورا – سال 61 هجری ( تا اربعین شهیدان کربلا )
قسمت اول
11 محرم :
12محرم :
" هان، ای مردم! شما را به خدا سوگند، آیا به یاد دارید که نامه هایی را برای پدرم نوشتید و او را خدعه کردید؟ .... وای بر شما! از آنچه برای آخرت خویش تدارک دیده اید! چه زشت و ناروا اندیشیدید . به چه رویی به رسول (ص) خواهید نگریست؟ "
13 محرم :
ادامه در :
http://mahsan.parsiblog.com/Posts/625/
وقایع پس از عاشورا – سال 61 هجری ( تا اربعین شهیدان کربلا )
قسمت دوم
1 تا ... صفر :
" این آیه را قراءت کرده ای : قل لا أسئلکم علیه أجرا الا المودة فی القربی . گفت : آری . امام ( ع ) فرمود : آن خویشاوندان که خداوند تعالی به دوستی آنها امر فرموده و برای رسول الله اجر رسالت قرار داده ماییم . "
" ای یزید آیا گمان می بری این که اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و راه چاره را بر ما بستی که ما را به مانند کنیزان به اسیری برند، ما نزد خدا خوار و تو سربلند گشته و تو دارای مقام و منزلت شده ای، پس خود را بزرگ پنداشته به خود بالیدی ، شادمان و مسرور گشتی که دیدی دنیا چند روزی به کام تو شده و کارها بر وفق مراد تو می چرخد ؟ آرام باش ، آهسته تر . آیا فراموش کرده ای قول خداوند متعال را « گمان نکنند آنان که کافر گشته اند این که ما آنها را مهلت می دهیم به نفع و خیر آنان است، بلکه ایشان را مهلت می دهیم تا گناه بیشتر کنند و آنان را عذابی باشد دردناک " !
" ای پسر معاویه و هند و صخرا! پیش از این که به دنیا بیایی ، پیغمبری و حکومت از آن پدر و نیاکان من بوده است. روز بدر، احد و احزاب، پرچم رسول الله (ص) در دست پدر من بود ، و پدر و جد تو پرچم کفار را در دست داشتند . سپس فرمود : ای یزید! اگر می دانستی چه کرده ای و بر سر پدر و برادر و عموزاده ها و خاندان من چه آورده ای ، به کوه ها می گریختی و بر ریگ ها می خفتی و بانگ و فریاد بر می داشتی "
" اى مردم ! من فرزند مکه و منایم ، من فرزند زمزم و صفایم .... من فرزند آنم که جبرئیل او را به سدره المنتهى برد و به مقام ربوبى و نزدیکترین جایگاه مقام بارى تعالى رسید ..... من فرزند محمد مصطفى و على مرتضایم ، من فرزند کسى هستم که بینى گردنکشان را به خاک مالید تا به کلمه توحید اقرار کردند ..... من فرزند فاطمه زهرا بانوى بانوان جهانم..."
" اى یزید! این جنایت را مرتکب شدى و باز مى گویى : محمد رسول خداست ؟ و روى به قبله مى ایستى ؟ واى بر تو ! در روز قیامت جد و پدر من دشمن تو هستند ..... "
20 صفر ( اربعین شهیدان کربلا ) به بعد :
· ورود جابر بن عبدالله انصارى به کربلا و زیارت قبر مطهر امام حسین(ع) . او نخستین زایرى بود که با موفق به زیارت قبر آن حضرت گردید .
· حرکت کاروان اسرا به سوی شهر پیامبر(ص) ، ( با حفاظت 500 سرباز حکومت )
· دستور امام سجاد(ع) برای برپایی چادر در ورودی مدینه و مرثیه سرایی برای شهیدان کربلا
· استقبال پرشور و غمگنانه مردم مدینه از کاروان اسرا
· ورود کاروان اسرا به مدینه به همراه مردم عزادار .
منابع :
1- تاریخ طبری ج 7 ، ترجمه مرحوم ابوالقاسم پاینده
2- تاریخ ابن اثیر، ج 2،
3- احتجاج طبرسی، ج 2
4- ابومخنف، مقتل الحسین مترجم سید علی محمد موسوی جزایری، قم، انتشارات امام حسن، ج اول
5- منتهی الآمال (شیخ عباس قمی)، ج1
6- حماسه حسینی،( شهید مطهری )، ج1
7- سخنان شورانگیز امام سجاد(ع) در دوران اسارت http://mahsan.parsiblog.com/Posts/615 /
مطلب تکمیلی : روزشمار وقایع محرم سال 61 هجری قمری – قبل از عاشورا
تحقیق : محمد صالحی – 17/ 9 / 90 – مصادف با دوازدهم محرم - شهادت امام سجاد(ع) http://mahsan.parsiblog.com
در کلام زیبای عیسی (ع)
قسمت اول
تعالیم و پیامهای پیامبران ، برای تزکیه انسانهاست . آنجا که حضرت حق می فرمایند :
هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم ایاته و یزکیهم . 1
" او کسى است که در میان جمعیت درس نخوانده ، رسولى از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها مىخواند و آنها را تزکیه مىکند ."
و همه از یک مبدا ، و آن هم خداوند حکیم ، صادر شده ، بنابر این هر پیامبری ، کتاب قبلی را تصدیق می کند . آنجا که خداوند می فرماید :
و انزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب و مهیمنا علیه 2
" و این کتاب [= قرآن] را به حق بر تو نازل کردیم، در حالى که کتب پیشین را تصدیق مىکند، و حافظ و نگاهبان آنهاست؛"
ذیلا در سالروز ولادت عیسی (ع) ، به گوشه ای از پیامهای اخلاقی ایشان ، نظر بیفکنیم :
1- اگر تنها ، آنان را محبت کنید که شما را محبت می کنند ، چه پاداشی خواهید داشت ؟ که مردمان پست نیز چنین کنند . 3
2- و اگر تنها برادران خود را درود گوئید ، چه برتری بر کافران دارید ؟ زیرا اینان نیز چنین کنند .4
3- هنگام دعا ، عباراتی توخالی تکرار نکنید ، آنگونه که بت پرستان می کنند ، زیرا آنان می پندارند به سبب زیاده گفتن ، دعایشان مستجاب می شود . 5
4- اگر خطاهای مردم را نبخشید ، پدر شما ( خداوند ) نیز خطاهای شما را نخواهد بخشید . 6
5- بر زمین ، گنج میندوزید ، جایی که بید و زنگ ، زیان می رساند ، و دزدان نقب می زنند و سرقت می کنند . 7
6- بلکه گنج خود را در آسمان بیندوزید ، آنجا که بید و زنگ زیان نمی رساند و دزدان چاله نمی کنند و سرقت نمی کنند . 8
7- زیرا هرجا ، گنج توست ، دل تو نیز آنجا خواهد بود . 9
8- پس به شما می گویم ، نگران زندگی خود نباشید که چه بخورید، یا چه بنوشید ، و نه نگران بدن خود ، که چه بپوشید . آیا زندگی ، از خوراک ، و بدن ، از پوشاک مهمتر نیست ؟ 10
9- پرندگان آسمان را بنگرید که نه می کارند و نه می دروند و نه در انبار ذخیره می کنند و پدر آسمانی ( خداوند ) به آنها ، روزی می دهد . آیا شما بس با ارزشتر از آنها نیستید ؟ 11
10- کیست از شما ، که بتواند با نگرانی ، ساعتی به عمر خود بیفزاید ؟ 12
11- پس نگران فردا نباشید ، زیرا فردا ، نگرانی خود را خواهد داشت . مشکلات امروز ، برای امروز کافیست . 13
12- داوری نکنید ، تا بر شما داوری نشود . 14
13- زیرا به همانگونه که بر دیگران ، داوری کنید ، بر شما نیز داوری خواهد شد و با همان پیمانه که وزن کنید ، برای شما وزن خواهد شد . 15
14- چرا پرکاهی را در چشم برادرت می بینی ، اما از کنده ای که در چشم خود داری غافلی ؟ 16
15- بخواهید تا به شما داده شود . بجویید تا بیابید . در بزنید تا به روی شما باز شود . 17
16- با مردم همانگونه رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند . این است خلاصه تورات و نوشته های پیامبران . 18
17- فقط با عبور از در تنگ ، می توان به حضور خدا رسید . جاده ای که به طرف جهنم می رود خیلی پهن است و دروازه اش نیز بسیار بزرگ ، و همه کسانی که به آن راه می روند ، براحتی می توانند داخل شوند . 19
18- اما دری که به زندگی جاودان باز شود ، کوچک است و راهش نیز باریک ، و تنها عده کمی می توانند به آن راه یابند . 20
ادامه دارد :
http://mahsan.parsiblog.com/Posts/623/
در کلام زیبای عیسی (ع)
قسمت دوم
زیرنویسها :
1- قرآن – سوره جمعه آیه 2
2- قران – سوره مائده آیه 48
3- انجیل متی فصل5 آیه 46 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 32
4- انجیل متی فصل5 آیه 47 – لوقا فصل 6 آیه 33
5- انجیل متی فصل6 آیه 7
6- انجیل متی فصل6 آیه 15
7- انجیل متی فصل6 آیه 19
8- انجیل متی فصل6 آیه 20 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 33
9- انجیل متی فصل6 آیه 21 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 34
10- انجیل متی فصل6 آیه 25 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 22
11- انجیل متی فصل6 آیه 26 – انجیل لوقا فصل 12 آیه 24
12- انجیل متی فصل6 آیه 27
13- انجیل متی فصل6 آیه 34
14- انجیل متی فصل7 آیه 1 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 37
15- انجیل متی فصل7 آیه 2
16- انجیل متی فصل7 آیه 3
17- انجیل متی فصل7 آیه 7 – انجیل مرقس فصل 11 آیه 24
18- انجیل متی فصل7 آیه 12 – انجیل لوقا فصل 6 آیه 31
19- انجیل متی فصل7 آیه 13 – انجیل لوقا فصل 13 آیه 24
20- انجیل متی فصل7 آیه 14
تحقیق : محمد صالحی – 8/ 10/ 90 مصادف با ولادت عیسی (ع) http://mahsan.parsiblog.com
اندرز پدر
یاد دارم که در ایام طفولیت ، متعبد و شب خیز بودم .
شبی در خدمت پدر ( ره ) ، نشسته بودم و همه شب ، دیده برهم نبسته1 و مصحف عزیز2 بر کنار گرفته3 و طایفه ای 4 ، گرد ما خفته5 .
پدر را گفتم : از اینان ، یکی ، سربر نمیدارد که دوگانه ای6 بگزارد .
چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند ، که مرده اند .
گفت : جان پدر ! تو نیز اگر بخفتی ، به از آن 7، که در پوستین خلق افتی8 .
( گلستان سعدی )
نویسنده : احسان صالحی – 11 ساله
1- بیدار مانده
2- قرآن کریم
3- در دست گرفته
4- گروهی
5- کنار ما خوابیده
6- دو رکعت نمازی
7- بهتر از آن
8- غیبت و دخالت در امور مردم
محمد صالحی – 1/10/90 http://mahsan.parsiblog.com /
خدایا ! گویی در خود گم شده ام
خدایا !
نمی دانم با لحظه ها ، تنهایی خود سرکنم ؛ یا آنکه لحظه ها را شریک درد تنهائی خود گردانم !
قلبم را گوئی چیزی می فشارد و ضربان آنرا با تمام درد و احساسم ، می شنوم . در خود گوئی گم شده ام . دلم می خواهد به چیزی فکر نکنم و یا از هر آنچه که متعلق فکر است فرار کنم .
هر چیز که در فضای اطراف ذهن خود ، در پرواز می بینم ، فقط خسته ام کرده است . می خواهم که از ذهن هم بگریزم و حتی با دل خود هم سر جنگ دارم .
نمی دانم ! آیا می شود ، روزی بیاید ، که از همه چیز و همه کس ببریده باشم ؟! دیگر نه کسی و نه حتی احساس هایم ، مرا در خود فرو نبرده و شاهد ریزش در درون خود نباشم ؟!
خدایا !
به امید ، می مانم ، باشد که روزی به لطفت مرا درهم شکنی و از هر چه غیر است و تو می دانی ، خالی !
فقط می دانم که دوستت دارم ، پس بیا و شهامتم ده تا با هر چه تو را از من می گیرد بستیزم ، که همین است منتهای آرزو ، و ابتدای را ه رهائی بسوی تو .
محمد صالحی
10/8/88